خاکستر وجودم به یاد توست
چهارشنبه, ۴ مرداد ۱۳۸۵، ۱۰:۵۰ ب.ظ
تنها ی من سلام
تقدیم به او که حتی دوریش حس زندگی می بخشد،کسی که تپشهای قلبش فاصله ها را
در هم می نورد و اوج زندگی را قلم می زند.
.کسی که کلامش اهورائی است و سکوت تلخش از مهری شگرف خبر می دهد
نگاهش به فروغ خداوندی شبیه است و نجابتش از خورشید سر چشمه می گیرد.
باز از تو می نویسم،توئی که چراغ زندگی را روشن نمودی و در قعر نا امیدی-
اوج صفا را معنی کردی.
من از تو می گویم:
از نیلوفر وحشی،زنبق های وحشی،یاس کبود،اطلسیهای سفید،
از تو غریب آشنا،از سینه ای چاک ،عشقی آتشین و پاک.
نگو که با یاس های صورتی نسبتی نداری،با اقاقی ها همسایه نبودی و با آوای-
نم باران بر کویر حسرت دلم نباریدی و با دم مسیحائی بر کالبد بی روحم ندمیدی.
ای مقدس،ای دریائی،آبی بیکران وفا،در قله،ای مغرور سر فراز...
من زیباترین کلماتم را در گلدانی کاشته ام،هر شب با احساسم آبیاری می کنم و-
منتظرم تو بر گردی تا با هزارو یک عشق تقدیمت کنم،پاک وبی ریا،ساده ولی زیبا
پس بیادم باش و فراموشم مکن......
تو همون نقش بر آب سودای منی... آره...ببین!!؟! تو خط زیبای دوست دارم روی زلالی وجود منی .... بازم میخوام بخونمش!!!
بزار تو این آب گل آلود... عاشقانه زلال بمونم.
حرفهام صدا اگه نیست سکوت که هست!؟ مگه نه؟
شعری با ارزش اگه نیست بی ارزش که هست؟! نگه نه؟
صدا ی با ارزش من بی ارزش ترین سکوتم را ببخش.
منتظرم تو بر گردی تا با هزارو یک عشق تقدیمت کنم،پاک وبی ریا،ساده ولی زیبا
بیادم باش و فراموشم مکن......
- ۸۵/۰۵/۰۴
وای عزیزم منو ببخش. این مدت اینقدر سرم شلوغ بود که نتونستم به بیشتر دوستام سر بزنم. عزیز جون منتظرت هستم. موفق باشی.