تنها که می شوم ...
شنبه, ۱۷ دی ۱۳۸۴، ۰۲:۳۵ ق.ظ
تنها که می شوم
برای تو می نویسم
برای تو که می نویسممی دانم که هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی
تنها که می شوم
تمام لحظه های بی تو بودنم جان می گیرند
تنها که می شوم
انگار هجومی از افکار پریشان
هستی ام را به یغما می برد
تنها که می شوم
انگار چیزی از من نمی ماند
و من چقدر کوچک شده ام که ازگفتن یک سلام می هراسم...
- ۸۴/۱۰/۱۷
وب خوبی داری اینطور که معلومه به شاعری علاقه مندی
خوشحام که به وب من سر زدی
بازم به ما سر بزن
نپرس از من چه آمد بر سر عشق
جواب من به جز شرمندگی نیست
فعلا بای